جان فدایان راه ازادی
عطیه کلاتی
فریمان
من ایران را بینهایت دوست دارم چرا که این خاک پاک سرشار از چشمههای خشان شعر و ادب و فرهنگ چند هزار سالهای است که ریشه در جان تاریخ دارد و والاتر از آن، سرزمین مردمان شجاع و استواری است که در برابر تلخترین روزگاران و سهمگینترین طوفانها سر خم نکردهاند و با ایستادگی بینظیرشان پاسدار عزت و آزادگی این مرز و بوم بودهاند. این آمیزه باشکوه از هنر، فرهنگ و شجاعت مردمی که قلبشان برای فرداهای روشن و عدالت میتپد، همان خباثتزدایی از تاریکی و دلیلی است که نام ایران را در دلها تا ابد جاودانه و سربلند نگاه میدارد. من ایران را با تمام وجود دوست دارم زیرا این سرزمین مهد فرهنگ، شعر و ادبیاتی است که سدهها روشنیبخش اندیشه انسانی بوده و با حافظ و فردوسی و مولانا معنای عشق و پایداری را در رگهای جهان جاری ساخته است؛ اما زیبایی اصیل این خاک تنها در گذشته تاریخیاش خلاصه نمیشود، بلکه در قامت افراشته و دلهای پرجرأت مردمانش تجلی مییابد که امروز نیز در برابر ستم و بیداد سینهسپر کردهاند. ایران من، خاک پرورش دختران و پسرانی است که با ایستادگی بینظیر خود در تاریکترین روزها، ارزشهای والا و فرهنگ سرشار از شرف و آزادیخواهی را زنده نگاه داشتهاند و نشان دادهاند که هیچ ظلمی نمیتواند هویت و آرمانهای ریشهدار این ملت بزرگ را به نابودی بکشاند. این پیوند گسستناپذیر میان ادب کهن و شجاعت امروز، همان امید زنده در دلهاست که فردا روزی، خورشید آزادی و عدالت را بر فراز سراسر این خاک پاک متجلی خواهد ساخت. ایران ما با تمام این شکوه و قدمت، امروز به سوگ خردسالی و جوانی فرزندانش نشسته است، چرا که ساختار سرکوب و جنایت، نسل آینده و سرمایههای بیبدلیل این مرز و بوم را به خاک و خون میکشد و چه بلاهای هولناکی که بر سر این دیار و مردمش نیاوردهاند. آنان با افراشتن چوبههای دار، شلیک مستقیم به چشمان و قلبهای پرامید، و گرفتن جان پاکترین دختران و پسران این سرزمین، میخواهند فردا را از ما بدارند و رعب و خاموشی را بر جای آرزوهایمان بنشانند. اما کشته شدن جوامع شجاع ما و غرق در خون ساختن این نسل بیباک، نهتنها ریشه این درخت کهن را نخواهد خشکاند، بلکه بغض و کینهای مقدس را در دل ملت بیدارتر میکند که روزی نه چندان دور، پاسخ تمام این ویرانیها و جانهای پرپرشده را بازخواهد ستاند. هر قطره خونی که بر زمین این دیار میریزد و هر قامت رعنایی که به دست جلادان سرنگون میشود، گواهی بر عمق شقاوت حکومت ظالمی است که از آینده روشن و پاک این نسل بیدار به هراس افتاده است. آنان گمان میکنند با پرپر کردن جوانه زرق و برقدار جوانان ما و
سیاهپوش کردن مادران داغدار میتوانند جریان فرهنگ، شعر و آزادتلاشی را در این مرز و بوم خشک کنند، اما نمیدانند که این خاک دلاورپرور با خشم و پایداری خمیره یافته و خفت و خاموشی را هرگز نخواهد پذیرفت. این نسل که با دادن جان و حریت خود پاسدار شرف ایران شده، نامش تا ابد در قلب تاریخ جاودان خواهد ماند و بیدادگران به زودی خواهند دید که از خاکستر هر شهید، هزاران مبارز تازه برای بازپسی حق زندگی و ساختن فردایی آزاد سر برخواهند آورد. هیچ سرکوبی نمیتواند آتش رستاخیز نهایی را خاموش کند، زیرا این خشم سرکش، حاصل داغ مادران، اشک پدران و جانهای پاکی است که در راه کرامت انسان قربانی شدند. ویران ساختن رویاهای نسل پرامید ما و گرفتن زیباترین چهرههای این خاک، تنهایی و زوال بیدادگران را آشکارتر کرده است؛ کسانی که در بیپناهی مطلق، تنها به تبر و دار چنگ میزنند تا چند روز بیشتر بر اریکه قدرت جنایتآلود خود باقی بمانند. اما فردا متعلق به همان جوانانی است که در اندیشه سرکوبگران نابودشده فرض میشوند، نسلی که خروش آنان از دل خون و تاریکی سر برآورده و پرچم فرهنگ، آزادگی و دادخواهی ایران را تا فتح قله پیروزی و پاک کردن طومار این جنایت بیحد، بر دوش خواهد کشید. سرانجام تاریکی شب به پایان خواهد رسید و سپیدهدم خورشید آزادی بر پهنه این سرزمین کهن خواهد تابید، چرا که هیچ حکومت ظالمی نتوانسته است تا ابد بر خشم یک ملت بیدار و دادخواه حکومت کند. یاد و نام تمام فرزندان پرپرشده این خاک، از جوانه های به خون نشسته تا جانهای شجاعی که در برابر چوبههای دار سر فرود نیاوردند، در کتیبه تاریخ این مرز و بوم حک شده است و چراغ راه فرداهای روشن خواهد بود. این راه با همبستگی، پایداری و فریاد بیتوقف ما ادامه دارد تا روزی که ایران بار دیگر خانه امن، آزاد و شادمان تمام فرزندان خویش گردد و عدالت بر جایگاه بیداد بنشیند. در این فرآیند دادخواهی و مبارزه، هر قدمی که برای افشای جنایات و یادآوری نام بیگناهان برداشته میشود، سدی محکم در برابر فراموشی و خاموشی است. استبداد تمام توان خود را بر ایجاد رعب و قطع پیوند میان نسلها متمرکز کرده است، اما آگاهی عمیق جامعه و تعهد به حقیقت، این توطئه شوم را خنثی میسازد. ما با هر کلمه، هر فریاد و هر یادبود، عهد میبندیم که راه مبارزان راه آزادی را تا رسیدن به روز رهایی، کرامت انسانی و برپایی دادگاههای عادلانه برای محاکمه عاملان این سرکوب ادامه دهیم و اجازه ندهیم که خون پاک فرزندان ایران پایمال شود. فردا روزی که غبار سرکوب و جنایت از سیمای این مرز و بوم کنار برود، همین جوانیها و شجاعتهای بیمانند به عنوان حماسهسازترین فصل تاریخ معاصر ایران یاد خواهد شد. بیدادگران رفتنی هستند و آنچه بر جای میماند، عزت، فرهنگ و نام جاویدان فرزندانی است که جان دادند اما کرامت انسانی و شرف یک ملت را معامله نکردند. ما این مسیر پردرد اما امیدبخش را با قلم، با صدا و با تمام توان خویش تا روز فتح و آزادی طی خواهیم کرد و پیروزی نور بر تاریکی، پاداش پایداری ملتی خواهد بود که عاشق ایران است. پیمانی که میان ما و جان باختگان راه آزادی بسته شده، گسست ناپذیر است و هیچ بند و زندانی نمی تواند این پیوند مقدس را بگسلد. پیروزی نهایی از آن ملتی است که رنج را به آگاهی و خشم را به اراده ای آهنین برای تغییر تبدیل کرده است؛ ملتی که تاریخ چند هزار ساله اش گواهی می دهد هیچ جبار و ظالمی نتوانسته برای همیشه بر سرنوشت او سایه افکند. ما روزی را خواهیم دید که در خیابان های این دیار، به جای بوی باروت و صدای شوم حکم های اعدام، ترانه زندگی، خنده های بی دغدغه و سرود رهایی طنین انداز شود و یاد تمامی شهدا و دادخواهان در آغوش میهن آزاد پاس داشته شود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر