کودکانِ نسیان: نان به بهایِ کودکی
عطیه کلاتی فریمان
پدیدهیِ «کودکانِ کار» در ایران،
پیش از آنکه یک معضلِ اقتصادی باشد، نشاندهندهیِ یک شکستِ ساختاری در سیاستهایِ
حمایتی و توزیعِ عادلانهیِ ثروت است. از نگاهِ سیاسی، حضورِ کودکان در چهارراهها،
کارگاههایِ زیرزمینی و تفکیکِ زباله، محصولِ مستقیمِ سیاستهایی است که در آنها
«نهادِ خانواده» زیرِ بارِ فشارِ تورم و فقرِ فزاینده کمر خم کرده است. وقتی
ساختارِ قدرت در اولویتبندیِ
بودجه، حقوقِ بنیادینِ کودک (مانندِ آموزشِ رایگان و رفاهِ نسبی) را فدایِ هزینههایِ غیرضروری میکند، نیرویِ کارِ ارزان و بیدفاعی شکل میگیرد که بهجایِ مدرسه، در چرخه سودجوییِ باندهایِ قاچاق و پیمانکارانِ بیمسئولیت گرفتار میشود.
این کودکان، قربانیانِ خاموشِ
«ناکارآمدیِ نهادی» هستند؛ جایی که قوانینِ منعِ کارِ کودکان نه به دلیلِ نبودِ
متنِ قانونی، بلکه به دلیلِ نبودِ ارادهیِ سیاسی برایِ ریشهکنیِ فقرِ سیستماتیک
اجرا نمیشوند. از منظرِ توسعه، حذفِ این کودکان از چرخهیِ آموزش، به معنایِ
بازتولیدِ فقر در نسلهایِ آینده و تخریبِ سرمایهیِ انسانیِ کشور است. برخوردِ
پلیسی و جمعآوریهایِ موقت، تنها پاک کردنِ صورتمسئله است؛ چرا که تا زمانی که
ریشههایِ اقتصادیِ این پدیده در لایههایِ بالایِ تصمیمگیری درمان نشود، خیابانها
همچنان شاهدِ نانآورانی خواهند بود که پیش از یادگیریِ الفبا، با الفبایِ بهرهکشی
آشنا شدهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر