ای سرزمین خسته از بیداد، ای دیاری که روزگاری نماد آبادانی و دادگری بودی؛ ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی، فقر و تنگدستی را سهم سفرههای خالیِ مردم کرد و با ماجراجوییهای ویرانگر، جنگ و نابودی را به تمامیت این خاک تحمیل نمود و در پاسخ به دادخواهی فرزندانت، چوبههای دار و غل و زنجیر را نسیب نسل شجاع و آزاداندیش ساخت؛ اما این حکومت ستم پیشه بداند که ارادهی ملت برای رهایی، آتشی است زیر خاکستر که با هیچ سرکوبی خاموش نخواهد شد و به زودی شام تاریک استبداد جای خود را به سپیدهدم آزادی و دادگری خواهد داد.این ایستادگی بینظیر گواهی است بر زوالِ حتمی ستمکارانی که در برابر ارادهی ملت کاری جز هراس و عقبنشینی ندارند؛ فردا روزی است که آفتاب بر خاک پاکِ آزادشده خواهد تابید و تمام داغهای دیروز به غرور و سربلندیِ جاودان بدل خواهد گشت؛ هر قطره خونی که بر زمین ریخته شد، پایههای استبداد را متزلزلتر کرده و عزم این ملت را برای بازپسگیری شرف و هویت خویش استوارتر میسازد؛ هیچ بند و زندانی ابدی نیست و تاریخ به زودی شهادت خواهد داد که چگونه دادخواهی و بیداری، تاریکی را کنار زده و سپیدهدم آزادی را بر این خاک کهن جاری خواهد کرد؛ خشم انباشتهشدهی سالیان به نیرویی شکستناپذیر بدل گشته که هیچ میله، دیوار و طناب داری توان برابری با آن را ندارد؛ هر نامی که بر کتیبهی دادخواهی نقش میبندد، کابوسی است برای جباران و نویدی برای رهایی این خاکِ پرگهر؛ این پیوندِ میان نسلها، زنجیرهای بیدادگری را از هم خواهد گسست تا روشن کند هر گوشهی این سامان
با نورِ شرف، پرچمِ پیروزین؛
همان روزی که دادخواهان و مادرانِ داغدار
لبخند زنند بر سپیدهدمِ پیروزین
و خورشیدِ آزادی بر فرازِ این کهندیار
جاودانه بتابد بر این خاکِ ماندگارین؛
همان دم که هر نغمهی حقطلبی و داد
بشکند سکوتِ سنگینِ این دیارین
و نامِ جاودانِ جوانانِ پرامید
در افقهای نور و رهایی بدرخشد،
همان دم که هر نغمهی حقطلبی و داد
بشکند سکوتِ سنگینِ این دیارین
و نامِ جاودانِ جوانانِ پرامید
در افقهای نور و رهایی بدرخشد،
مانده بر صفحه، جاودانه و استوارین؛
نویدبخشِ سحرگاهِ پیروزی و داد
بر سرتاسرِ این خاکِ زرین
و طنیناندازِ فریادِ آزادی
در قلبِ هر آزادهی پیکارینمانده بر صفحه، جاودانه و استوارین.و فردا نغمهی پیروزی در سراسر این سرزمین طنینانداز خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر