ای خاک پاک کهن ای سرزمین مهربانی، شرف و فرهنگ که تاریخ در برابر عظمت و پایداری مردمانت سر فرود میآورد اما امروز به سوگ شریفترین، شجاعترین و پاکترین فرزندان خویش نشستهای، سلام بر نام و یاد استوار حسین شاهان، بر آن جوان شجاعی که تنها به جرم بیان یک عقیده، یک انتقاد ساده و انتشار یک استوری در اعتراض به رهبری و بیدادگری ساختار سرکوب، در برابر تاریکترین حکم بیداد یعنی حکم اعدام قرار گرفته است. ستمگران و جلادان با حربه ایجاد رعب، صدور شتابزده احکام مرگ و برپایی طنابهای دار میخواهند جامعه را به خاموشی و تسلیم بکشانند و جوانان این مرز و بوم را به جرم حقطلبی و آگاهی در راهروهای تاریک انتظار اعدام محبوس سازند، اما آنان نمیدانند که صدای آزادیخواهی، شجاعت و فریاد بیگناهی حسین شاهان از پشت میلهها و دیوارهای بلند زندان فراتر رفته و به طنین دادخواهی یک ملت بیدار بدل گشته است. دردناکتر و جانسوزتر از این بیدادگری، رنج بیتوقف، کابوسهای شبانه و بیم و امید خانوادههایی است که در پس دیوارهای سیاه زندانها، روزها و شبهای خود را با اضطراب اجرای حکم میگذرانند اما ایستادگی و پایداریشان بر پایه حقیقت، آبروی استبداد را بر باد داده است. حسین شاهان نماد روشنی از بیداری ناشی از آگاهی نسلی است که برای آزاداندیشی، دفاع از کرامت انسانی و ایستادگی در برابر ظلم از هیچ تهدیدی ناهراسید و جان خود را در کفه ترازو گذاشت. آنان پنداشتند با صدور حکم اعدام برای یک انتقاد ساده میتوانند ترس را بر دلها حاکم کنند، اما نمیدانند هر حکمی که بر خلاف داد و عدالت صادر میشود، خشم عمومی را شعلهورتر ساخته و اراده ملت را برای پایان دادن به این کابوس شوم مصممتر میسازد. فردا از دل همین ایستادگیها، مقاومت زندانیان سیاسی و فریادهای دادخواهی خانوادهها، طوفانی سهمگین برخواهد خاست که بساط ظالمان و طنابهای دار را برای همیشه برمیچیند و ایران بار دیگر خانه امن، آزاد، آباد و بدون دار و میله برای تمام فرزندان خویش خواهد شد و نام دادخواهان و شجاعانی چون حسین شاهان تا ابد در کتیبه زرین این دیار خواهد درخشان ماند.
ای ماندگار در بند ای بانگ بیگناهی
ای استوار و بیدار در شامگاه تاری
از خشم و رنج پاکت فردا سحر برآید
تا بشکند در این خاک طنابهای دار و شاهی
هرگز نماند خاموش فریاد حقطلبت
تا برتابد خورشید داد بر این خاک پاکی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر