ده جان شیرین، ده امید روشن و ده جوان شجاع از فرزندان این سرزمین، امشب در سایه شوم چوبههای دار و پشت دیوارهای سرد زندان، در خطری فوری و مرگبار قرار دارند و هر لحظه بیم آن میرود که ماشین سرکوب استبداد در تاریکی سحرگاه فردایی دیگر، حیات معصومانه آنان را به یغما ببرد. این ده تن تنها چند اسم در اخبار روزمره نیستند، بلکه ضربان قلب خانوادههای نگران، امید فرداهای روشن و سرمایههای بیبدلیل ملتی هستند که حاکمیت ظالم میخواهد با قربانی کردنشان بر سر دادگاههای فرمایشی، رعب و سکوت را بر جامعه تحمیل کند. اما افکار عمومی و جامعه بیدار ایران، این ده جان پاک را تنها نخواهد گذاشت؛ فریاد دادخواهی و اعتراض علیه این احکام ظالمانه باید تمام مرزها را درنوردد تا مانع از تکرار فاجعه شود و نشان دهد که اراده مردم برای حفظ حیات این دلاوران، از بیرحمی دستگاه سرکوب قویتر است
امشب ده خانواده در کابوس و التهاب بیامان، ثانیهها را برای طلوع سحرگاه میشمارند و قلب یک ملت از هراس سلب حیاتِ ده دلاور خویش به دردمندی میتپد، چرا که استبدادِ درمانده برای حفظ هیبت پوشالی خود، هیچ ابزاری جز افراشتن طنابهای دار و خونریزی ندارد. اما نباید اجازه داد که صدای مظلومیت این ده جانِ پاک در میان دیوارهای سنگی سلولها و سکوتِ شب خفه شود؛ طنین اعتکاف و دادخواهی ما باید سد راه ماشین کشتار گردد و به حاکمیت بفهماند که هر طناب داری که بر گردن جوانی میافتد، تنها شعلههای خشم و آگاهی را در رگهای این جامعه سرکش تیرهتر و سوزندهتر میسازد. حفظ جان این فرزندان ایران، مرز میان تسلیم و مقاومت است و فریاد بیتوقف برای نجات آنان، تبلور همبستگی ملی برای پاسداری از حق زیستن و بازپسگیری آینده از چنگال سرکوبگران خواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر