مجیدرضا رهنورد، آن جوان دلاور و پاکباختهای که با قامت برافراشته و نگاه بیترسش تا آخرین لحظه در برابر ماشین سرکوب
ایستاد، نماد مظلومیت و شجاعت نسلی است که برای آزادی جان داد. او که با ناروایی و بیداد به پای چوبه دار برده شد، قربانی بیرحمی و قساوتی شد که حتی در آخرین ساعات حیاتش نیز دست از آزار روانی خانوادهاش برنداشت. ساختار سرکوبگر با رذالتی آشکار، روز قبل از اجرای حکم در تماسی دروغین به مادر داغدیدهاش امید داد که حکم اعدام لغو شده است، تنها برای آنکه تلخیِ فاجعه را صدچندان کند و فردای آن روز با تماسی دیگر، خبر شهادت فرزندش و نشانی مزار غریبانهاش را به او بدهد. این رفتارهای رذیلانه و خباثتآمیز، عمق شقاوت و هراس حاکمیت از نام و یاد مجیدرضاها را برملا میسازد، اما این مادران دادخواه و ملت بیدار، هرگز این داغ سنگین و این جنایات هولناک را فراموش نخواهند کرد و نام مجیدرضا رهنورد تا ابد بر تارک تاریخ مجیدرضا رهنورد نه تنها با لبخند و وصیت شجاعانهاش بر پای چوبه دار، بلکه با آن فریب رزيلانهای که حاکمیت در حق مادرش روا داشت، به سند زنده بیاخلاقی و رذالت دستگاه سرکوب بدل شد. دادن امید واهی لغو حکم به مادری نگران و تنها چند ساعت بعد سپردن نشانی قبر فرزندش به او، قساوتی است که از هیچ انسانی سر نمیزند مگر حکومتی که از سایه شجاعت جوانانش به فغان آمده و در هراس فرو رفته است. اما این جنایات رذیلانه و شکنجه روانی خانوادهها، نام مجیدرضا را در حافظه جمعی یک ملت ابدی ساخت و نشانی مزار او را به میعادگاه دادخواهی و تجدید عهد برای ایستادگی تبدیل کرد تا روزی که تمامی آمران و عامران این قساوت بیحد، در برابر قانون و عدالتی واقعی پاسخگوی اعمال ناخشودنی خود باشند.دادخواهی و مقاومت این سرزمین خواهد درخشید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر