شما که دل و جرأتتان بسیار بیشتر از من و ما بود، در تاریکترین شبها سینه را در برابر رگبار آتش و سایه شوم طناب دار سپر کردید تا خورشید آزادی را به این خاک بازگردانید. رفتید و ایستادگی را با خون و جان خویش معنا بخشیدید، در حالی که ما ماندیم و با چشمی خونبار و قلبی آکنده از درد، نظارهگر پرپر شدن پاکترین فرزندان این سرزمین شدیم. هر گلولهای که بر پیکر معصوم شما نشست و هر طناب داری که هنوز بر گردن جوانان بیگناه این دیار افکنده میشود، داغی سنگین بر جان جامعه میگذارد اما این راه و این طنینِ شجاعت هرگز در تاریکی خاموش نخواهد شد. نام شما، یاد شما و یادگاری که از جرات و پایداری بر جای گذاشتید، هنوز هم صدای قدمهای استوار شما در خیابانها میپیچد و جسارت بیحدتان جانِ خسته ما را تکان میدهد، شمایی که جان شیرین را در کف دست گذاشتید و در برابر بیداد و زور سر فرود نیاوردید. شما نه اعداد بینام در امارها، بلکه عزیزترینهای این خاک بودید که با نگاه بیترس خود بر چوبههای دار، مشعل شجاعت را به دست ما دادید تا در تاریکی دستپیدا نکنیم و از ادامه راه بازنمانیم. در برابر عظمت شهامت شما سر تعظیم فرود میآوریم و با داغی که بر سینه داریم همپیمان میشویم که فریاد مظلومیت و نام جاویدانتان را تا روز برپایی عدالت و آزادی در تمام کوچه و برزن این دیار طنینانداز کنیمتا همیشه مشعل راه دادخواهی و آموزگار درس شرف و حقطلبی برای تمام نسلها باقی خواهد ماند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر