چگونه میتوان از داغِ سهمگینِ نهصد و شصت انسانِ بیگناه سخن گفت و سینه از حجمِ این همه شکنجه، بیعدالتی و بیدادگاههای تاریک پاره نشود، نهصد و شصت جانِ شیرین که تنها در طی هشت ماه از سال جدید میلادی، قربانیِ ماشینِ سرکوب و طنابهای دارِ سیستماتیکِ استبداد شدند و تنِ پاکشان بر چوبههای خشونت آویخته شد. این اعدادِ تلخ که در آمارهای رسمیِ بینالمللی ردیف میشوند، تنها ارقامِ سردِ کاغذ نیستند، بلکه نهصد و شصت رویا، نهصد و شصت خندهی بیبازگشت، نهصد و شصت آغوشِ گرمِ خانوادگی و نهصد و شصت فریادِ حقخواهی هستند که زیرِ سایهی ترورِ دولتی و دادگاههای چنددقیقهایِ بدونِ وکیل به خفقان کشیده شدند. ستمگران به خیالِ باطلِ خود گمان میکنند با به راه انداختنِ این مسابقهی خونینِ اعدام و برپاییِ روزمرهی چوبههای دار میتوانند ارعاب را بر جامعه حاکم سازند و خشمِ انباشتهشدهی ملتی دادخواه را فرو بنشانند، اما آنها نفهمیدهاند که هر حکمی که بر گردنِ فردی بیگناه حلقه میزند، خروجیِ فروپاشیِ کاملِ مشروعیتِ حکومتی است که هیچ پاسخی برای آزادی و کرامتِ انسانی ندارد. ما تکتکِ این نهصد و شصت قربانیِ مظلوم، آن چشمهای به خون نشسته و داغِ سنگینِ خانوادههایشان را هرگز و در هیچ ثانیهای از یاد نخواهیم برد و تا روزِ دادخواهی، رسیدن به عدالت و برچیده شدنِ کاملِ بساطِ اعدام و استبداد، صدای رسای جانهای پاکِ آنها خواهیم بود و نامِ تمامیِ این شهیدانِ راهِ آزادی تا ابد در قلبِ تاریخِ آزادِ این مرز و بوم زنده و جاودان خواهد ماند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر