۱۴۰۵ شهریور ۶, جمعه

در سوگ جان پاک محمد امین

 



در سوگ جان پاک محمد امین


چگونه می‌توان از داغ سهمگین پرکشیدن محمد امین غلامی سرود و سینه از حجم این همه مظلومیت و بی‌کسی پاره نشود، جوانی نوزده‌ساله که در بهار عمر و اوج شور زندگی، با هزاران آرزوی قشنگ و لبخندهای پرامید، قربانی کینه، قساوت و بی‌رحمی سیستماتیک استبداد شد و تن پاکش زیر ضربات ستم جان سپرد و محمد امین تنها یک نام در میان آمارها نیست، او تمام داروندار یک خانواده، خنده‌های پرشور خانه و قامت افراشته جوانی بود که باید امروز برای فرداهای خود تمرین زندگی می‌کرد، اما دست‌های کینه‌توز مأموران مزدور، آغوش گرم خانواده را از او ربودند و طراوت نوزده‌سالگی‌اش را بر سنگ‌فرش سرد خیابان‌ها و در بازداشتگاه‌های تاریک به خاک و خون کشیدند و چقدر جان‌کاه و استخوان‌سوز است دیدن داغ مادری که باید قامت نوزده‌ساله‌ی پسرش را در کفن ببیند و چقدر سنگین است کمر شکسته‌ی پدری که تمام آرزوهایش را همراه با پیکر آغشته به خون محمد امین به خاک سپرد و ستمگران به خیال باطل خود گمان می‌کنند که با گرفتن جان جوانانی چون محمد امین غلامی می‌توانند فریاد حق‌خواهی یک ملت را خاموش کنند و ترس را بر فضای جامعه حاکم سازند، اما آن‌ها نفهمیده‌اند که هر قطره از خون پاک این جوان نوزده‌ساله که بر زمین ریخت، بذر آگاهی، غیرت و دادخواهی را در دل‌های میلیون‌ها ایرانی کاشت و نام محمد امین را به رمز مقاومت و سند رسوایی حاکمیت تبدیل کرد و ما تک‌تک آن لحظات سیاه، آن نگاه‌های پرامید به خون نشسته‌ و رنج عمیق خانواده او را هرگز و در هیچ ثانیه‌ای از یاد نخواهیم برد و تا روز دادخواهی و رسیدن به عدالت، صدای رسای جان شیرین و مظلوم او خواهیم بود و یاد محمد امین غلامی تا ابد در قلب تاریخ آزاد این مرز و بوم زنده و فروزان خواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اواز خاک و سنگ

    اواز خاک و سنگ   و در این میانِ غرق در خون و مبارزه،نامِ علیرضا رئیسی چون ستاره‌ای درخشان بر تارکِ مقاومتِ این سرزمین می‌درخشد،ج...