۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

برای جوانان در سوگ سربازان وطن که فدای سهل‌انگاری و بی‌کفایتی شدند



چگونه می‌توان از داغ سرباز سرود و سینه از حجم این همه مظلومیت و بی‌کسی پاره نشود در حالی که سرباز یعنی جوانی، یعنی آرزوهای چیده‌شده در کوله‌پشتی‌های خاکی، یعنی لبخند مادر در روز بدرقه و اشک‌های پنهانی پدری که با دست‌های لرزان، فرزندش را از زیر قرآن رد کرد تا برود، دوره‌ی خدمتش را تمام کند و برای ساختن فردا بازگردد و این سربازان وطن، همان پسران نجیب و رنج‌کشیده‌ی این خاک بودند که جوانی خود را بر دوش کشیدند و راهی پادگان‌ها و برجک‌های دیده‌بانی در دورافتاده‌ترین مرزها شدند بدون آنکه بدانند بزرگ‌ترین تهدید نه از آن سوی مرزها بلکه از درون همان ساختار پوسیده، فاسد و بی‌کفایتی است که جان انسان در آن، کم‌ارزش‌ترین و ارزان‌ترین کالا است و آنچه بر سر سربازان ما آمد و می‌آید، نه یک حادثه‌ی ناگهانی بلکه خروجی مستقیم بی‌کفایتی، فساد و بی‌ارزش بودن جان جوانان برای مسئولان نظام است به طوری که تصادفات جاده‌ای اتوبوس‌های فرسوده و غیراستاندارد حامل سربازان، عدم تجهیز پادگان‌ها و برجک‌های مرزی به ابتدایی‌ترین امکانات دفاعی و پزشکی، سیاست‌های غلط فرستادن جوانان بی‌تجربه و آموزش‌ندیده به خطوط مقدم درگیری با قاچاقچیان و اشرار، و واژگون شدن خودروهای نظامی در مسیرهای صعب‌العبور به دلیل نقص فنی، همگی نشانه‌های یک نسل‌کشی خاموش ناشی از سهل‌انگاری است و آن‌ها که در قصرهای شیشه‌ای خود در پایتخت نشسته‌اند و فرزندانشان در بهترین دانشگاه‌های دنیا مشغول خوش‌گذرانی هستند، جوانان شریف ما را گوشت دم توپ اهداف و بی‌مسئولیتی‌های خود کردند و هر بار که خبر پرکشیدن سربازی در یک سانحه یا درگیری نابرابر می‌آید، دل یک ملت می‌شکند چرا که همه می‌دانند این جان‌های پاک، قربانی دزدی‌ها، اختلاس‌ها و مدیریت نابودکننده‌ای شدند که حتی برای ترابری ساده‌ی سربازانش، حاضر به هزینه‌کردن نیست و پسرانی که باید امروز در کنار خانواده‌هایشان خستگی کار روزانه را درمی‌کردند، اکنون زیر خروارها خاک سرد خوابیده‌اند و هیچ‌کس پاسخگوی چشمان همیشه منتظر آن مادری نیست که هر بار صدای زنگ در می‌آید، گمان می‌کند تکیه‌گاهش از خدمت بازگشته است و هیچ‌کس جوابگوی کمر شکسته‌ی پدری نیست که باید بند پوتین‌های پسرش را باز می‌کرد، اما مجبور شد بند کفن او را گره بزند در حالی که سربازان وطن در اوج غربت و مظلومیت، در پادگان‌هایی که بیشتر شبیه به تبعیدگاه بودند، جان دادند و نام آن‌ها در بوق‌های تبلیغاتی حکومت به عنوان «شهید» مصادره می‌شود تا بر روی جنایت سهل‌انگاری و بی‌کفایتی خود سرپوش بگذارند، اما ما به خوبی می‌دانیم که آن‌ها قربانی سیستمی شدند که برای هیچ جانی حرمت قائل نیست و برجک‌های دیده‌بانی مرزها شهادت می‌دهند که این بچه‌ها چطور با دست‌های خالی، در سرما و گرما، فدای بی‌تدبیری فرماندهان غرق در فساد شدند و ما هرگز فراموش نخواهیم کرد نه نام آن سربازان پرکشیده در حادثه‌ی اتوبوس‌ها را، نه آن پاک‌باختگانی که در مرزهای سیستان و کردستان بی‌پناه رها شدند، و نه تک‌تک آن جوانانی که به دلیل نبود امکانات پزشکی اولیه در پادگان‌ها جان خود را از دست دادند و رنجی که این بچه‌ها و خانواده‌هایشان کشیده‌اند، به عنوان سند محکومیت این قابضان قدرت در سینه‌ی ما ثبت شده است و زمین این وطن، خون پاک و مظلومانه‌ی سربازانش را به یاد خواهد داشت و روزی که غبار این سال‌های سیاه فرو بنشیند و عدالت برقرار شود، نام این جوانان غریب، نه به عنوان مهره‌های مصلحت یک حکومت فاسد، بلکه به عنوان فرزندان شریف، معصوم و مظلوم ایران که قربانی ستم و بی‌کفایتی شدند، بر تارک تاریخ آزاد این مرز و بوم خواهد درخشید و یادتان تا ابد جاودان، ای اسطوره‌های مظلومیت و شرف 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد

  ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد خبرگزاری هرانا – جواد (زرتشت) خاکی، زندانی سیاسی محبوس در ندامتگاه مرکزی کرج که ...