۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

فریادی بلند در سوگ آن نگاه پاک روایت پسری که گفت چیزیم نیست و غبار فراموشی که هرگز بر خون‌های چکیده نخواهد نشست


چگونه می‌توان از داغ آن چشمان زیبا سرود و سینه از حجم این همه مظلومیت و بی‌کسی پاره نشود در حالی که هنوز طنین آن صدای معصوم و بی‌رمق در گوش خیابان‌های این شهر می‌پیچد که با لبخندی تلخ و صبور گفت من چیزیم نیست و فقط چشمام می‌سوزه و چقدر این کلمات، تبر کینه‌ای شد بر گرده‌ی خاطرات ما وقتی که تنها چند ساعت بعد، پیکر بی‌جان و غرق در خونش را روی سردخانه‌ی سرد دیدیم و این صحنه، پر از غم و اندوهی جان‌کاه بود که مغز استخوان سنگ را هم می‌سوزاند و ذوب می‌کرد و ما تک‌تک آن لحظات سیاه را، آن قامت به خاک افتاده را و آن قطره‌های سرخ خون را که از تن پاکش بر زمین چکیده است هرگز و در هیچ ثانیه‌ای از یاد نخواهیم برد چرا که فراموش کردن این رنج‌های عمیق مشترک بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به خون پاک او و تمامی جان‌باختگانی است که جان شیرین خود را فدای آرزوی آزادی کردند و حکومت سرکوبگر به خوبی می‌داند که سلاح فرساینده‌ی زمان می‌تواند تندترین احساسات را سرد کند و سیاست سیستماتیک استبداد همواره پاک کردن رد خون از روی سنگ‌فرش خیابان‌ها و حذف نام‌ها از یادهاست تا جنایت‌ها رفته‌رفته به امری عادی تبدیل شوند و چرخه سرکوب با جرات بیشتری ادامه یابد اما ما به آن‌ها ثابت خواهیم کرد که حافظه تاریخی این ملت موتور محرک مقاومت است و هرگز اجازه نخواهیم داد گرد فراموشی بر این فداکاری‌ها بنشیند و ما تا آخرین نفس پای وطن، پای آزادی و پای خون‌های چکیده‌ای که پرچم راه ما هستند ایستاده‌ایم و یاد آن چشمان سوخته تا ابد مشعل فروزان دادخواهی ما خواهد بود و این سوزشِ چشمانِ او، تا همیشه سوزشی جان‌سوز در عمقِ قلبِ یک ملتِ داغدار باقی می‌ماند که با هیچ اشکی آرام نخواهد گرفت و حقیقتِ آن پیکرِ سرد و بی‌جانِ آغشته به سرخ‌ترین زخم‌ها، سندی محکم بر سقوطِ تمام عیارِ آن‌هایی است که تصور کردند با گلوله و ساچمه می‌توانند جلوی طلوعِ فردا را بگیرند و ما هر صبح که خورشید بالا می‌آید، در نوری که به پنجره‌ها می‌تابد، نگاهِ پرامیدِ او را به یاد می‌آوریم و در قطره قطره‌ی بارانی که بر خاک تشنه‌ی این مرز و بوم می‌بارد، ردِ آن خون‌های غریبانه چکیده را جستجو می‌کنیم تا یادمان نرود که برای بیداریِ امروز و ایستادگیِ فردا، چه گوهرهای نابی را در مسلخِ شرف فدا کرده‌ایم و چه گام‌های استواری در این مسیر برداشتیم که بازگشتی برایشان نبود و نیست و تا روزِ حساب و برقرار شدنِ عدالت، فریادِ ما رساتر و اراده‌مان برای دادخواهی پولادین‌تر خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد

  ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد خبرگزاری هرانا – جواد (زرتشت) خاکی، زندانی سیاسی محبوس در ندامتگاه مرکزی کرج که ...