۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه

فراموشی جان‌باختگان بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به رنج‌های مشترک ما و خیانت به فردا



 فراموشی جان‌باختگان بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به رنج‌های مشترک ما و خیانت به فردا

در مسیر پر فراز و نشیب، سنگلاخ و خونینِ مبارزه برای رهایی و عدالت، هیچ خطری سهمگین‌تر، ویرانگرتر و فریبنده‌تر از غبار فراموشی نیست. وقتی جامعه‌ای در لابلای چرخ‌دنده‌های روزمرگی، هیاهوی اخبار جدید و فشارهای کمرشکن زندگی تن به فراموشی می‌سپارد، در واقع آگاهانه یا ناآگاهانه، بر روی تمام خون‌های ریخته‌شده بر سنگ‌فرش خیابان‌ها، چشم‌های نابودشده در اوج جوانی و قلب‌های شکسته‌ی مادران و پدران داغدار پا می‌گذارد.
فراموش کردن کسانی که ایستادند، سینه سپر کردند و جان شیرین خود را در راه رهایی وطن فدا کردند، تنها یک غفلت ساده یا پیامد طبیعیِ گذر زمان نیست؛ بلکه یک همدستیِ خاموش و غیرمستقیم با ظالم، پاشیدن نمک بر زخم بازماندگان و بی‌حرمتیِ مطلق به تمام رنج‌های جان‌کاهی است که تک‌تک ما در این سال‌های سیاه و خفقان‌آور کشیده‌ایم.
یادآوری، صرفاً یک ادای احترامِ خشک و خالی یا برگزاری مراسمی برای کسانی که دیگر در میان ما نیستند نیست؛ یادآوری، مرزبندیِ ابدی، آشتی‌ناپذیر و هویتی ما با کسانی است که آرزوها، لبخندها و جان‌های شریف آن عزیزان را با بی‌رحمی تمام ستاندند. یادآوری، همان دیواری است که مانع فرو ریختن ارزش‌ها و آرمان‌های یک ملت در سیلابِ زمان می‌شود.
چرا فراموشی، کارآمدترین و خطرناک‌ترین ابزار ستمگران است؟
حکومت‌های سرکوبگر همواره بر روی حافظه کوتاه‌مدت جامعه حساب ویژه‌ای باز می‌کنند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که سلاحِ فرساینده‌ی زمان می‌تواند تندترین احساسات را سرد و برنده‌ترین شمشیرها را کند کند. سیاستِ مستمر و سیستماتیکِ استبداد، پاک کردنِ فوریِ ردِ خون از روی آسفالت خیابان‌ها، تخریب سنگ قبر مزار جان‌باختگان، ممنوعیت برگزاری سالگردها و در نهایت، حذفِ نام‌ها از یادها و مکالمات روزمره است.
آن‌ها می‌خواهند که ما نام‌ها را فراموش کنیم، چهره‌های زیبا و پرامیدشان از یادمان برود و سالگردهای سرخ، به روزهایی معمولی، بی‌اهمیت و مرده تبدیل شوند. ستمگران از یادآوری وحشت دارند، زیرا می‌دانند که حافظه تاریخی یک ملت، سوختِ موتور محرکِ تغییر، ایستادگی و مقاومت ملی است.
عادی‌سازی جنایت: فراموشی باعث می‌شود جنایت‌های هولناک، باورنکردنی و سیستماتیک گذشته، رفته‌رفته به امری عادی، پذیرفته‌شده و بخشی از روالِ طبیعی و روزمره‌ی زندگی در زیر سایه سرکوب تبدیل شوند. وقتی جنایت عادی شود، وجدان جامعه فلج می‌گردد.
کاهش هزینه و تکرار چرخه سرکوب: وقتی هزینه جنایت برای سرکوبگران کم شود و نام قربانیان از یادها برود، آمران و عاملان با جرات، جسارت و بی‌شرمی بیشتری به سرکوب و جنایات خود ادامه می‌دهند؛ چرا که مطمئن هستند فردا روزی کسی آن‌ها را بازخواست نخواهد کرد و جامعه همه چیز را از یاد خواهد برد.
گسست نسل‌ها و تخریب هویت مبارزه: فراموشی مانع انتقال تجربیات، شجاعت‌ها، آرمان‌ها و دردهای مشترک به نسل‌های بعدی می‌شود. نسلی که تاریخِ رنج‌های خود و بهای سنگینی را که برای بیداری پرداخته است فراموش کند، محکوم به تجربه دوباره‌ی استبداد و تکرارِ چرخه باطل عقب‌گرد است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد

  ندامتگاه مرکزی کرج؛ محرومیت از درمان جواد خاکی ادامه دارد خبرگزاری هرانا – جواد (زرتشت) خاکی، زندانی سیاسی محبوس در ندامتگاه مرکزی کرج که ...