ابعاد ساختاری فرسایش جسمی و روانی زنان در بازداشتگاهها
از منظر جامعهشناسی سیاسی و تحلیلهای
حقوق بشری، اعمال فشارهای سیستماتیک بر زندانیان زن، فراتر از یک تنبیه انضباطی
ساده یا رویهای گذرا، نشاندهنده یک راهبرد ارعاب هدایتشده، همهجانبه و نهادینهشده
برای شکستن عاملیت فردی، کرامت انسانی و پویایی اجتماعی آنان است. در این برهه،
حاکمیت با تبدیل فضاهای بازداشت به بازداشتگاههای منجمد امنیتی و جزیرههای فاقد
نظارت حقوقی، تلاش میکند هرگونه اراده ایستادگی، تفکر انتقادی و میل به تغییر را
در بطن جامعه مدنی مسدود سازد. این رویکرد تدافعی و خشن، در سه لایه متقاطع، موازی
و فرساینده جسمی، روحی و روانشناختی ابعاد مخربتر، عمیقتر و ماندگارتری را
نمایان میکند.
در لایه اول، فشارهای کالبدی و جسمی
قرار دارند که به صورت مکانیکی، مهندسیشده و دقیق برای فرسایش مفرط توان فیزیکی
فرد برنامهریزی میشوند. محرومیت سیستماتیک و تعمدی از خدمات درمانی تخصصی، عدم
دسترسی به پزشک معتمد، نگهداری
یکی از عریانترین، تکاندهندهترین و مخربترین ابعاد این فرسایش کالبدی، اعمال رویههای تحقیرآمیز سیستماتیک در مراحل مختلف بازداشت، جابه جایی و بازجویی است. گزارشهای متعدد و مستند نشان میدهند که مجبور کردن بازداشتشدگان به برهنگی کامل و لخت مادرزاد تحت عنوان بازرسیهای بدنی تحقیرآمیز، تفتیشهای مکرر و روشهای شکستن مقاومت روانی، به عنوان یک ابزار فشار رایج و ابزار شکنجه سفید در زندانهای ایران به کار گرفته میشود. این اقدام که با هدف سلب کامل کرامت انسانی، مخدوش کردن مرزهای حیا، و تعرض به حریم کالبدی زن صورت میگیرد، فراتر از یک اقدام انضباطی یا امنیتی، نوعی نمایش و اعمال قدرت مطلق برای ایجاد شوک روانی شدید و نابود کردن خطوط دفاعی روحی فرد است. قرار دادن زندانی در چنین وضعیت غریب، آسیبپذیر و بیدفاعی در برابر چشم مأموران، مرزهای خشونت جنسیتی را به لایههای وحشتناکی جابهجا کرده و حس بیپناهی مفرط و عمیقی را در همان بدو ورود به فضاهای امنیتی به فرد تزریق میکند تا هویت او را به عنوان یک انسان صاحب حق به طور کامل تعلیق نماید.
در لایه دوم، شکنجههای روانی و تکنیکهای «شستشوی مغزی» و مهندسی رفتار فعال میشوند که تاروپود هویت فردی و خانوادگی را نشانه میروند. این فرآیند با ایجاد تعلیق فرساینده، بلاتکلیفیهای طولانیمدت، بازجوییهای ممتد، فرسایشی و طویلالمدت در ساعات نامتعارف شبانهروز، و تهدید دائم به آسیب رساندن به اعضای خانواده، همسر و فرزندان پیش میرود. حاکمیت با اتکا به رسانههای انحصاری، سناریوسازیهای دروغین و تهدید به پخش اعترافات اجباری ناشی از این بازجوییهای موازی، تلاش میکند تا آبرو، اصالت و جایگاه اجتماعی فرد را در ذهن خودش و در افکار عمومی جامعه نابود سازد. این نمایش عریان زور، احساس رهاشدگی، انزوا و بیپناهی مطلقی را در فرد بازتولید میکند که خروجی فوری آن، از بین رفتن استقلال روحی، گسیختگی کانونهای تمرکز و تسلیم اجباری در برابر خواستهها و سناریوهای بازجویان است.
در لایه سوم و عمیقتر، لایه روانشناختی قرار دارد که بر پایهی پدیدهی «هویتزدایی» و تضعیف ریشهای عزت نفس بنا شده است. تریبونها، مأموران و بازجویان داخل بازداشتگاهها با تحقیرهای جنسیتی مداوم، توهین به انتخابهای پوششی، سبک زندگی و عقیدتی فرد، و تقدیس مفاهیم سنتی فرادستی و مطیع بودن زن، تلاش میکنند تا زندانی را به این یقین قطعی برسانند که کنشگری، استقلالخواهی و مطالبهگری او چیزی جز یک «انحراف اخلاقی»، گناه بزرگ یا جرمی علیه کلیت نظم خانواده نبوده است. این فرار رو به جلوی سیستم، با ایجاد حس گناه ساختگی و سوءاستفاده از تروماهای عمیق ناشی از برهنگیهای اجباری و تعرضهای کلامی، گسست روانی کاملی در درون فرد ایجاد میکند که پیامدهای ویرانگر آن حتی پس از آزادی نیز به شکل اضطراب بقا، کابوسهای دائم، پارانویا، افسردگیهای حاد و تروماهای ماندگار و بازگشتناپذیر در روح و روان فرد باقی میماند.
پیامد نهایی این خفقان ترکیبی و پیچیده، تبدیل حریم خصوصی، روانی و جسمی زنان به خط مقدم یک جنگ فرساینده روانی و سیاسی است.
وقتی جامعه با عملکرد این ماشین
انقباضی و دستگاه قضایی تدافعی مواجه میشود که حتی در محیط زندان نیز حقوق اولیه،
کرامت انسانی و بدیهیترین اصول اخلاقی را جرمانگاری، پایمال و مسخ میکند، دچار
یک فرسایش اخلاقی عمیق و خشم فروخورده متراکم میگردد. این انسداد حقوقی و لجاجت
ساختاری، نهتنها قبح رفتارهای خشن، ناعادلانه و غیرانسانی را در مراجع رسمی میشکند،
بلکه گسست میان ملت و دولت را به مرحله یک کینه فروخورده و بازگشتناپذیر میرساند؛
وضعیتی بنبستگونه که در آن جامعه با درک نابودی کامل اصلاحات ساختاری، تنها راه
حفظ کرامت انسانی، بقای بیولوژیک و رهایی از این بازداشتگاه بزرگ جغرافیایی را در
فرار تودهای نخبگان، مهاجرتهای بیرویه و کوچ اجباری نیروهای کارآمد از سرزمین
خود جستجو میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر