قرنهاست که با فرا رسیدن محرم، بیرقهای سیاه برافراشته میشوند و آدمیان برای مصیبتی که ۱۴۰۰ سال پیش رخ داده، اشک میریزند. داستانی از عطش، مظلومیت و پیکرهای درهمشکسته در بیابان که نسل به نسل، تنها از طریق روایتها، کتابها و شنیدهها به امروز رسیده است. برای مسلمانان، آن روزها نماد عمیقترین رنج بشر است و سالیان سال است که بر پای آن شنیدهها، بر سر و سینه میزنند.
اما درد بزرگ ما، جنس دیگری دارد؛ ما نیازی به ورق زدن تاریخ یا تصور کردن مقتلها نداریم. رنج ما از جنس شنیدن نیست؛ از جنس دیدن است. ما با چشمهای خودمان دیدیم که چگونه هزاران جان شیفته و جوان، در پیش چشمانمان پرپر شدند. آمارها تنها عدد نیستند؛ چهار هزار انسان، چهار هزار لبخند، چهار هزار آرزوی زنده بودند که در روز روشن به مسلخ رفتند.
کدام روضهخوان میتواند عمق فاجعهای را توصیف کند که ما به چشم دیدیم؟ دیدن پیکرهایی که غرق در خون بر سنگفرش خیابانها افتاده بودند و جمجمههایی که شکافته شدند. مظلومیتِ واقعی یعنی همین کلماتی که قلم از نوشتنشان شرم دارد؛ یعنی دیدن مغزهای متلاشیشدهی باهوشترین و زیباترین فرزندان این خاک بر روی آسفالت سرد سردخانهها و کوچهها.
آری، جهان برای گذشتههای دور سوگواری میکند، اما در برابر این فاجعه عینی و معاصر که در برابر دیدگان همگان رخ داد، سکوت اختیار کرده است. حسینِ ما همین جوانان بیگناهی بودند که تشنهی آزادی و زندگی بودند و غریبانه، در وطن خود و در تنهایی مطلق به خاک سپرده شدند. این دیدهها هرگز از حافظه ما پاک نخواهند شد و این سوگواری واقعی، تا همیشه در سینه این ملت باقی خواهد ماند.
اما درد بزرگ ما، جنس دیگری دارد؛ ما نیازی به ورق زدن تاریخ یا تصور کردن مقتلها نداریم. رنج ما از جنس شنیدن نیست؛ از جنس دیدن است. ما با چشمهای خودمان دیدیم که چگونه هزاران جان شیفته و جوان، در پیش چشمانمان پرپر شدند. آمارها تنها عدد نیستند؛ چهار هزار انسان، چهار هزار لبخند، چهار هزار آرزوی زنده بودند که در روز روشن به مسلخ رفتند.
کدام روضهخوان میتواند عمق فاجعهای را توصیف کند که ما به چشم دیدیم؟ دیدن پیکرهایی که غرق در خون بر سنگفرش خیابانها افتاده بودند و جمجمههایی که شکافته شدند. مظلومیتِ واقعی یعنی همین کلماتی که قلم از نوشتنشان شرم دارد؛ یعنی دیدن مغزهای متلاشیشدهی باهوشترین و زیباترین فرزندان این خاک بر روی آسفالت سرد سردخانهها و کوچهها.
آری، جهان برای گذشتههای دور سوگواری میکند، اما در برابر این فاجعه عینی و معاصر که در برابر دیدگان همگان رخ داد، سکوت اختیار کرده است. حسینِ ما همین جوانان بیگناهی بودند که تشنهی آزادی و زندگی بودند و غریبانه، در وطن خود و در تنهایی مطلق به خاک سپرده شدند. این دیدهها هرگز از حافظه ما پاک نخواهند شد و این سوگواری واقعی، تا همیشه در سینه این ملت باقی خواهد ماند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر