شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران
موشِ خزانه، خونِ ملت
نشسته موشِ کوری بر خزانه
به غارت میبَرَد دانه به دانه
چنان چسبیده بر این خوانِ یغما
که گویا ارثِ بابایش بُوَد، ما!
مثالِ کنهای بر پوستِ ملت
مکیده خونِمان را با وقاحت
خیال کرده که این ثروت، ملکِ اوست
نمیداند که این مردم، برونرُوست
سیاست در کفِ این خودپرستان
شده بازیچهیِ مشتی زِ مستان
به نامِ دین و مذهب، پول بردند
تمامِ سهمِ ما را یکجا خوردند
ولی این تکیه بر کرسیِ قدرت
نمیماند برایِ اهلِ ذلت
که روزی این گره وا میشود، باز
و پایان میرسد این ظلمِ جانسوز
اواز خاک و سنگ و در این میانِ غرق در خون و مبارزه،نامِ علیرضا رئیسی چون ستارهای درخشان بر تارکِ مقاومتِ این سرزمین میدرخشد،ج...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر