گردابِ فروپاشی: کالبدشکافیِ انسدادِ ساختاری و فورانِ بحرانهایِمحیطی و سیاسی در ژوئن ۲۰۲۵
ژوئن
۲۰۲۵ (خرداد و تیر ۱۴۰۴) به عنوانِ یکی
از فرسایندهترین مقاطعِ سال، نمایشی عریان از ناتوانیِ ساختارِ قدرت در مدیریتِ
همزمانِ بحرانهایِ طبیعی و گسلهایِ سیاسی بود. در این ماه، با آغازِ زودهنگامِ
چلهیِ تابستان و هجومِ موجهایِ گرمایِ بیسابقه، ناترازیِ لجامگسیختهیِ انرژی
و قطعیِ مکررِ برق و آب در کلانشهرها و مناطقِ محروم، چرخهیِ حیاتِ روزمره و فلجشدنِ
بخشهایِ صنعتی را به همراه داشت. از نگاهِ سیاسی، حاکمیت که با بانکداریِ ورشکسته
و تورمِ رکوردمانند دستوپنج نرم میکرد، به جایِ اتخاذِ راهکارهایِ علمی یا تنشزداییِ
دیپلماسی برایِ جذبِ سرمایه، رویکردِ تدافعی و پلیسیِ خود را در فضایِ عمومی تشدید
کرد تا از تبدیلِ بحرانِ بیآبی و بیبرقی به شورشهایِ معیشتی پیشدستی ملوگیری
کند.
در
حوزهیِ حقوقِ بشر، ماشینِ قضایی در ژوئن
۲۰۲۵ به
منظورِ زهرِ چشم گرفتن از جامعۀ ملتهب، بر سرعتِ صدور و اجرایِ احکامِ سنگینِ
اعدامِ سیاسی و عقیدتی افزود. همزمان، سرکوبِ سیستماتیکِ جنبشهایِ مدنی و بهویژه
جنبشهایِ زنان با شدتِ بیشتری دنبال شد؛ به طوری که طرحهایِ خشنِ خیابانی برایِ
کنترلِ پوششِ اختیاری و نقضِ عاملیتِ دختران، به ابزاری برایِ نمایشِ اقتدارِ رو
به افولِ نظام تبدیل گشت. این خفقانِ اجتماعیِ ناشی از آپارتایدِ جنسیتی، در کنارِ
دستگیریهایِ گستردهیِ فعالانِ کارگری که به قطعِ برقِ کارخانهها و معوقاتِ مزدی
معترض بودند، گسستِ میانِ ملت و دولت را به اوجِ خود رساند. در ترازویِ این سیاستِ
انقباضی، کرامتِ انسانیِ شهروندان قربانیِ بقایِ ساختاری شد که هیچ چشماندازی
برایِ اصلاح ندارد و پیامدِ فوریِ این انسدادِ همهجانبه، رکوردِ بیسابقهیِ کوچِ
اجباری و مهاجرتِ تودهایِ نخبگان و نیروهایِ متخصص در این ماه بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر